کتاب تذکر
ۀ شمس التواریخ در سال ١٣٣١ هجری قمری توسط شیخ اسدالله ایزد گشسب متخلص به شمس تألیف شده و در همان سال در مطبعۀ محمودیه اصفهان بچاپ سنگی رسید و پس از چاپ بفاصلۀ دوسه سالى کمیاب گردید و مورد توجه علماء و فضلا و ارباب ادب گشت حتی آنکه در بعضی مدارس جدیده بعنوان تاریخ ادبیات اسلامی و ایرانی تدریس میکردند.در شمس التواریخ(دانلود) صفحه۷۷ این کتاب به پدر استاد دادبه اینگونه اشاره میشود:
عمد
ةالفضلاءالعالم الالمعی الفایز بالحسنیين آقاشیخ غلامحسين دشتیدر آن مکان شریف بتحصیل علوم اشت
غال داشت از ریاضیات و شرعیات و حکمیات با بهره است با نگارنده الفتی پیدا کرد و بقصد خراسان از آن مکان عرش نشان بعد از سرآوردن اربعیناتی چند حرکت کردیم و اکنون ازسن شریفش قرب هفتاد و پنج سال میگذرد.(۱۳۳۱ ه ق)بنام آنکه هستی نام از او یافت
فلک. جنبش . زمین آرام از او یافت
در ۳۵ سال پیش که پدرم آهنگ پرواز داشت و از مردانی بود که میتوانست درگذشت خودش رو خبر بده در آخرین روزهایی که ما با هم بودیم و من برای کار به تهران برمیگشتم برای اولین بار پدرم گریه کرد و انگیزه گریه را پرسیدم و فرمود ما همدیکر را دیگر نمیبینیم و تو موظف هستی این مدت سه ماه و چهار روز تمرین توانایی کنی زندگی کنی و هر وقت تلگرافی به تو رسید حرکت کن .
در ضمن یادداشتهایی را به من داد افزود که هر وقت از مردم دشتی دفعتا بیش از ۱۰ نفر به دیدن تو آمدند پیام و سفارش های من را به آنان ابلاغ کن . این کار ۳۵ سال طول کشید تا امروز که من میبینم دو روحانی هم()در این مجلس حضور دارند اعتقادم به آن مرد و پیش بینی هایش افزایش عجیبی یافت . ما با هم الفت زیادی داشتیم و در ان دو اتاق گلی که ما زندگی میکردیم در آن اتاق کوچک ما تنها می خوابیدیم با او و او عاشقانه چشم به راه من بود برگردم به خونه و من هم عاشقانه هنگامی که کار تمام میشد برمیگشتم خانه و تا هنگامی که با هم بودیم و بیدار بودیم او از سرگذشت و تجارب و دوران تحصیل و این مسائل با من صحبت میکرد.
باید بگویم ذخایر علمی معنوی من تمام زیربنایش از او بود و کوشش فراوان هم کردم خودم در راه فراگیری خیلی از مسائل.
این مرد تعریف میکرد که تبار تو چگونه آدمی بوده اند و گذشته ایشان چه جور بوده است و این نکته ای است که من بنا به وصیت پدر برای طایفع روشن میکنم. به روایت پدر حدود زمان اتابک تکر؟؟ مردی به نام فارس ابن شهبان که جد اعلای این طایفه است با چند فرزند و دو منشی و دوستانی به فارس می آید. اتابک تک؟؟ گویا به خاطر نیرو و رشادت این قوم درخواست میکند که در حدود دربار او بمانند .
و من به این طایفه افتخار کنم که فارس میگوید من حال نوکری ندارم من نمیگویم نوکری ولی میگویم در فارس بمان و آن مرد منطقه دشتی را انتخاب میکند.... ادامه دارد...
آقای شیخ غلامحسین حاجیانی در سال ۱۲۹۱ قمری در مسیله کوسه ای از مضافات کاکی متولد شده و نسب ایشان به یکی از مشایخ بزرگ نجد در هفتصد سال قبل میرسد که نام او فارس ابن شهبان بوده است.
از شش سالگی تا پانزده سالگی به تحصیل اشتغال داشت و بعدا به کمک پدر فلاحت میکرد ولی شور و شوق وافری به جستجوی حقیقت داشت و در سال ۱۳۱۶ق برای تحصیل به نجف اشرف رفت. و طی کوشش فراوان در دو سال اول به طلاب ۱۰ ساله رسید.
باده در جوشش گدای جوش ماست
چرخ در گردش اسیر هوش ماست (مولوی)
کار طاقت فرسا حساس و مهمی است چون امانتداری در گفتار مهمترین صفتی است که باید در رابطه با معرفی بزرگان به کار برد. امیدوارم کردگار بزرگ کمک کند و از پس این مهم برآیم.
